تبليغاتX
SENJED and BANOO
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی

سلام

یک لحظه به سنگهای صیقلی و صاف کف رودخانه بیاندیشیم !

چه تیشه یا نیرویی میتواند تا این حد هنرمند باشد؟

تنها مهربانی و ملایمت آب روان است که با صبر و استمرار در طول زمان

این کار را انجام میدهد.

بیا چون رود دوست بداریم . ((دوست داشتن خستگی ناپذیر است.))

بزرگی میگفت : (( یا دوست داریم یا دوست نداریم ! ))


لطفا پست قبلی را هم ببینید .ممنون.

2 با سپاس از حضورتان 84/09/24ساعت 9:13   سنجد و بانو  | 

 سلام دوستان عزیز .

 امیدوارم حال همه شما خوب باشد .

 سنجد چند روزی نیست . یک سفر کوتاه .

((دوست عزیز اگر ادرس شما از قلم افتاده یا ایجاد تغییری را لازم میدانید  همچنین جهت جمله پیشنهادی خود در توضیح وبلاگتان لطفا روی همین جمله کلیک کنید و برام پیام بگذارید))

 هر دوستی که لطف میکند سر میزند و نظر میدهد اگر اسمش در لینکها

 نیست ممنون میشوم به من متذکر شود.

 (بعد از کلیک بر جمله بالا که به رنگ سرمه ایست .)

 فعلا برای لینکها شرح و توضیحی ننوشتم .

 میخواهم توضیح صفحه شما جمله ای از خودتان باشد که هنگام حرکت

 نمایشگر بر روی لینک شما نمایان شود.

 با سپاس فراوان .

2 با سپاس از حضورتان 84/09/24ساعت 8:40   سنجد و بانو 

 سلام دوستان عزیز

 سالها پیش  یک جمعه ای مثل امروز ساعت : نه و سی دقیقه شب

 یکی به این دنیا پا گذاشت . بعدها تو یک محیط مجازی اسم خودشو

 سنجد گذاشت.کاش این یک سالی که به سنش اضافه میشه باعث

  دوری بیشتر سنجد از پاکیهای کودکیش نشه. کاش!

2 با سپاس از حضورتان 84/09/18ساعت 1:3   سنجد و بانو 

نامه ای برای تو

سلام

گر در کمندم می کشی ٬ شکرانه را جان میدهم

                               کان دل که صید عشق شد ٬ دولت شمارد دام را

اینو مینویسم که همه بخونن ولی مخاطبم تویی

تویی که میدونی ! تویی که خیلی ماهی!

تویی که میدونی چقدر دوستت دارم . آره تو !

اگه اینجا نوشتم ٬ خواستم بگم گوشه ای از دوست داشتن اینه.

شاید دوست داشتن و عشق رو خیلیها یکی ندونن

و دلایلشونو میدونم ٬ ولی من هم دوست دارم ٬ هم عاشقتم .

لا اقل من اینجوری فکر میکنم .

.............................................................

میدونم که ناخواسته بارها ناراحتت کردم ٬

ولی میدونی که خواسته خواستم تا شادت کنم.

شاید بارها گریتو درآوردم که بازم ناخواسته بوده ٬  

ولی سعیمو کردم تا خندتم دربیارم .

میگم ناخواسته میدونی که راست میگم و اینا برعکسشم بوده ٬

و منم میدونم که خواست واقعی تو ناراحت کردن من نبوده

وگرنه اینا رو نمینوشتم.

آره ٬ منم مثل همه اشتباه میکنم ولی عذرخواهی بلدم .

با اینکه مغرورم ٬ یک دنده نیستم.

وقتی بهت گفتم دوست دارم ٬ راست گفتم .

وقتی بهت گفتم ازت گله دارم یعنی خیلی دوست دارم.

گاهی جوابت رو با نه دادم ٬ چون نخواستم دروغ بگم.

حرفهای دلمو ٬اونایی که هیچکی نشنیده ٬حتی اونایی که ممکنه خنده دار

به نظر بیاد ٬ فقط برای تو میگم ٬ چون محرم رازهای دلمی .

خیلی وقتها ٬ خیلی برات حرف میزنم ! میرم بالای منبر و حتی چرت و پرت

میگم ! چون میخوام برای تو و پیش تو خالی شم .تو که بهم نمیخندی؟ نه؟

بارها پیش اومده گفتم اگه میخوای بعدا بهم بگو .یادته؟

چون نخواستم باعث بشم به اجبار من ٬ دروغ بگی .

بدون اینکه بفهمم دائم سفارشت میکنم ٬نه یک بار٬نه ده بار٬شاید هزار بار!

گاهی هر روز !میدونم گاهی تکراری میشه .

همش برای اینه که خیلی برام عزیزی .

سعی من این بوده که احساساتمو راحت وشفاف بروز بدم ٬

بیواسطه و مستقیم ٬ با کلمات ساده  چون فکرم این بوده :

((عشق ساده و پاکه)).

ابراز علاقه و دوست داشتن ٬ نیاز به فیلم بازی کردن

و مراسم عجیب غریب نداره .

آره ٬ میدونم ٬ اینا شاید مرسوم نیست ولی هر رسمی درست و قشنگ

نیست و گاهی فقط یک عادته و تقلید .

میشه یک دسته گل سرخ با لبخند هدیه داد درحالی که سیاهی درون ٬

دیده نشه و شاید عشق را در آن دل جایی نباشه.

آره گل سرخ قشنگه . لبخند هم قشنگه .ولی عین خونه زیبایی هستند

که باید روی پی محکم بنا بشه و اگر روی شنزار کویر بنا بشه

بالاخره یک روز زیرش خالی میشه .و خونه دیر یا زود فرو میریزه.

وقتی برات ننوشتم یا کمتر نوشتم میدونستم که باز حرف دلمو میخونی

چون میدونم که تو میتونستی .یادته وقتیکه من هنوز نگفته ٬تو برام میگفتی

همونی رو که من میخواستم بگم ؟ یادته؟

 چقدر  همدلی قشنگه ! نه؟

وقتایی بوده که بهت گفتم میخوای بری برو ! اینجوری خواستم بگم که :

((من عاشقم ٬ نه زندانبان ! و تو هم هیچوقت زندانی نیستی .))

عشق برای من یعنی: اونقدر دوست دارم اونقدر برام عزیزی که

نخوام زندگیتو خراب کنم با این فکر و خودخواهی که مال من باشی .

تو آزادی که بمونی یا بری. بر این باورم که:

 ((با هم بودن دلیل بر دربند بودن نیست .))

با هم بودن زیباترین آزادیه چون با دو بال میشه آزادانه به اوجها رفت .

باهم بودن خیلی تعریف ضعیفیه من میگم یکی شدن.

آزادیم با هم . آزادیم برای هم . آزادیم و پایبند. زیباترین پایبندی !

تعریفش سخته و باید دونست ٬ نه اینکه بخوای به کسی بگی .

هیچوقت نمیشه به کسی بگی ٬ باید بدونه. خودش باید بدونه .

یک خواهش . اگه خواستی با هم بمونیم ٬ بمون برای همیشه .

راحت از پیشم نرو . منم تا آخرین لحظه باهات میمونم .

تا دلت بخواد فرصت داری .

ببین تو هم احساست در مورد من به همین قشنگیه یا نه ؟!

فکر کن ٬ فکر کن و بسنج ٬ بعد انتخاب کن .

ولی زود باش ! هول نکن ٬ با آرامش فکر کن ٬ ولی زود باش که دیر نشه .

من هستم ٬ ولی زمان داره میره . یه دوستی تو وبلاگش نوشته بود :

((زمان داره ثانیه هاشو هول میده)) . آره زمان منتظر ما نمیشه .

سالهای عمر ما براش مثل ثانیه ها و شاید کمتر از صدم ثانیه ها میگذرن .

اون پشیمونی و حسرت خیلیها رو دیده وقتی میگفتن :

که چه زود دیر شد! یا میگفتن چه حیف!

افسوسها و دریغهایی که سودی نداشتند .

آره ٬ و زندگی دگمه بازگشت نداره ولی خیلی وقتها دگمه جبران داره که

اونم معلوم نیست تا کی کار کنه .

 -----------------------------------------------

آره ٬ منم گمت کرده بودم ! میدونی از کی ؟!

از وقتی پاهامو تو این دنیا گذاشتم . شاید اون موقع نمیدونستم .

میدونی از کی دونستم ؟! از روزی که اسم عشق رو شنیدم .

اون روز فهمیدم و دونستم که منم گم کرده ای دارم .

تو بودی و من نمیدونستم . حالا میدونم .

نمیدونم بعضیا گم شدشونو هیچ وقت نمیبینن حالا

به دلایل مختلفی این اتفاق میفته. بعضیا هم میبیننش ولی بهش نمیرسن!

دنیای عجیبیه ! نه؟

چَشم ٬ چَشم ٬ چَشم  برات مینویسم . باز مینویسم  و باز مینویسم .

چون میدونم دوست داری .

منم دوست دارم اونچه تو دوست داری و منم دوست دارم که برات بنویسم

و البته دوست دارم که تو هم برام بنویسی .

میدونی؟! یک حرف از تو برام نه مثل یک کلمه یا جمله که مثل یک کتابه .

همون یک حرف بهم میگه که یادته و حواست هست

و اینکه تو نامه هامو میخونی و کلی حرف دیگه.........

تو خوب میدونی که چقدر دوست دارم .

دوستت دارم غریبه ٬ با اون دل پاکت که غریب میگیره.

ولی نه ! تو برام غریبه نیستی ! آشناتر از هر آشنایی .

دلت که میگیره برای من آشناست چون اینجا دلی هست

که احساس تو درش حضور داره .

آره ٬ اونم غریب میگیره و آشنا و میدونی که این واقعیته .

یادته چیزایی که فراموش کردی ؟ میشه آدم اسم عزیزترین دوستشو

فراموش کنه و وقتی دیدش بهش بگه دوست خوبم اسمتو یادم رفته!

توی دفترچه یادداشتم نوشته بودم و گمش کردم . تو بگو؟!

این مثالی بود که فقط تو متوجه میشی منظورم چی بود ! 

دوسِت دارم . خیلی بیشتر از گنجایش الفاظ و تعاریف و تو میدونی .

لطفا خیلی مراقب خودت باش .

دلم گاهی غریب میگیره . غریب!غریب!غریب!

...................................................................

2 با سپاس از حضورتان 84/09/11ساعت 17:4   سنجد و بانو  | 

(( مسلخ عشق ))

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
                                                      روباه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن  نهراس
                                                      مردار بود هر آنکه او را  نکشند
2 با سپاس از حضورتان 84/09/06ساعت 11:9   سنجد و بانو  | 

چرا؟
وبلاگ جوجو باصفا در بلاگفا بسته شد!!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟!!!!؟

این نوشته ایست که چشمها را مینوازد.

 ((این وبلاگ بدلیل عدم رعایت قوانین سایت بلاگفا  مسدود است))

به وبلاگ جوجو باصفا در persianblog سری بزنید .

http://joojoobasafa.persianblog.com/ 

2 با سپاس از حضورتان 84/09/03ساعت 6:0   سنجد و بانو 

 
zoom