|
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی
|
|
|
دروغ - خیانت |
|
|||
|
به نام خالق بی همتا سلام صحبت پیرامون مساله خیانت و دلایل آن به ساعتها زمان و بررسی همه جانبه کارشناسان احتیاج دارد . در این مجال اندک با توجه به برخی مصادیق عینی که سنجد در اطراف خویش مشاهده کرده و به نظرش مهم و قابل ذکر میاید گذاری کوتاه در این باب خواهد داشت . سوال: خیانت در زنان بیشتر است یا در مردان ؟ شاید بدیهی به نظر برسد اگر بگوییم در اعصار مختلف خوی خیانت در مردان بسیار بیشتر از زنان بوده است و در یک نظر سنجی از اطرافیانتان - البته اگر بی غرض باشند تا درصدی را برای مقایسهفرضی پیشنهاد دهند- به احتمال زیاد مردها را خائنتر خواهید یافت ! شاید از نویسنده این خطوط سوال شود که خود چگونه فکر میکند؟ پاسخ خواهد داد : میپندارم در طول تاریخ - که در قسمت اعظم آن نزیسته ام و در این کوتاه زمان زندگیم نیز از نهان اعمال آدمیان پیرامونم به درستی آگاهی ندارم - این مردان بوده اند که بیشتر خیانت کرده و میکنند ! در بسیاری جوامع خیانت مردان موجح و در بسیاری نقاط قانونمند نیز بوده و هست ! مردان از آنجایی که - به هر دلیل در قسمت اعظم تاریخی که از گذشته زندگی انسان در این کره خاکی در دسترس ماست - قدرت و حکومت و البته در جوامع مترقی تر تدوین قوانین مدنی را نیز در دست داشتند از این موقعیت در جهت سوق دادن اذهان جامعه به سمت قبول برتری مرد و حقوق مضاعف او نسبت به زن در بهره مندی از بسیاری لذتها نهایت بهره را برده اند و اگر با چالشهای رو در روی خود پیرامون برابری حقوق زن و مرد و سوالهای اساسی دیگری در این زمینه از سوی زنان روبه رو میشدند به سرکوب این حق طلبی همت میگماشتند و این امکان در سرزمینهای متمدن تر اگر به سرکوب مستقیم این خواسته ها منجر نمیشد به گونه ای دیگر با سفسطه و دلیل تراشی و هزار و یک استدلال چوبین دیگر همراه میگشت ( صرفا درجهت طبیعی جلوه دادن و صحیح نمایاندن قوانین و رسوم گذشتگان مردسالار) . زمان زیادی گذشت تا زنان به مرور و به هر دلیل تاریخی و اجتماعی و اقتصادی و ... در جامعه و اداره امور آن اعم از اقتصادی و فرهنگی و ....حضوری گسترده تر یافتند . به واسطه این حضور و البته تحصیل علوم فرصت اندیشیدن به مسائلی فراتر از امور محدود منزل برای بانوان فراهم شد و از سوی دیگر حضور در جامعه و کسب مدارج علمی سبب شد تا به خصوص فرصت شرکت در رقابتهای شغلی برای زنان فراهم گردد و زنان به مرور تواناییهای خود را باور کردند و .... اینگونه بود که به واسطه این تغییرات سریع در نوع نگاه به مسائل و حقوق زنان که به خصوص در اذهان زنان باهوشتر جوامع شکل میگرفت جهان انحصارطلب مردان پاسخ فریبنده و حداقل جوابی در ظاهر قانع کننده هم نداشت تا عرضه کند و ناچار به پذیرش بسیاری از خواسته های زنان شد. البته این سیر حق طلبی در اغاز مسیر خود است و در حال حاضر نیز تا جایگاه اعاده حقوق حقیقی زنان - حتی در پیشرفته ترین جوامع - فاصله ای بسیار مشاهده میگردد . و به دلایل مختلف به خصوص فرهنگی و اجتماعی در بسیاری جوامع چنین اعاده حقی در آینده نزدیک دور از ذهن به نظر میرسد ! در برخی جوامع از جمله جامعه ما نوع خاصی از این تغییرات که شاید منحصر به فرد نیز باشد به چشم میخورد : قشر عظیم زنان شامل تحصیل کرده و شاغل و آگاه از آنچه در دنیا میگذرد در ایران زندگی میکنند که میخواهند به گونه ای حقوق پایمال شده خویش را زنده کنند ولی در این گذار به دلایل مختلف اعم از فرهنگی و ... این امر به راحتی میسر نمیشود و از این رو در جامعه ما با جمع آمدن بسیاری عوامل از- فیزیولوژی طبیعی انسان - قوانین حکومتی و سنتی - آداب و رسوم متحجرانه - و و و و های مهم دیگر سیر تحولی خاص پدید آمده است که دورنمای آن چندان خوشایند به نظر نمیرسد چرا که حداقل به نظر بنده حقیر سیری است به ناکجاآباد و در این میان مسئولیت برنامه ریزان و دانشمندان علوم اجتماعی و روانی بسیار خطیر است و به هیچ وجه مکانی برای آزمون و خطا نیست و بی شک بهره جستن از روشهای سنتی و بازگشتهای متعصبانه به روشهای کور راه به جایی نخواهند برد ! بگذریم ! تا اینجای مطلب را دست و پا شکسته خدمتتان عرضه داشتم تا به اتفاقی که کمابیش هر یک از ما شاهد آن بوده ایم اشاره کنم : به واسطه همین سیر عجیب و منحصر به فرد میتوانیم بسیار زنانی را در این مرز و بوم بیابیم که از جمله راههایی که برای برابری با مردان انتخاب کرده اند برابری در برقراری روابط جنسی متعدد و متونع است ! شاید ایشان چنین استدلال میکنند : چرا مردان جامعه قبل از ازدواج و بسیاری از ایشان پس از آن نیز از آزادیهایی که در بسیاری موارد مشروع نیز میباشد استفاده کرده و با بهره مندی از این موهبت طبیعی و قانونی و شرعی که نصیبشان شده ! به کسب لذت میپردازند و البته این در حالیست که زنان نمیتوانند به واسطه مانعهای قانونی و شرعی و عرفی به اعمال مشابه و شاید بهتر بنویسم مقابله به مثل کردن مبادرت ورزند! از این رو و با این استدلال ساده و البته بی تعارف درست ! تعداد زنانی که قبل از ازدواج و بسیاری حتی پس از آن نیز به این مقابله به مثل میپردازند به مرور در ایران اسلامی ما رو به فزونی میگذارد و این افزایش در ظاهر خاموش آتش زیر خاکستریست که برافروزنده آن خود مردانند - و البته آن مردان هوسباز و خیانت پیشه ای که متاسفانه کم هم نیستند- و به مرور میرود تا در آینده ای نه چندان دور چیزی به اسم عشق و زندگی پاک جز در داستانهای گذشتگان یافت نشود . نکته قابل توجه در این میان مسئله مخفی کاریهاییست که در این روابط وجود دارد . در بسیاری از جوامع پیشرفته غربی برقراری روابط آزادانه جنسی از نظر جامعه و حکومت نه تنها منعی ندارد بلکه آموزشهای جنسی نیز از سنین پایین به فرزندان آینده جامعه ارائه میشود تا با علم به جنسیت و خصوصیات جنسی و ... وارد جامعه بزرگترها شوند و علاوه بر اینکه از بسیاری سواستفاده های ناشی از نادانی و نا آگاهی در امان باشند مجبور نشوند برای ارضای حس کنجکاوی خویش به ازمون و خطاهایی در این زمینه بپردازند که سرانجام آنها نامعلوم است. مساله مهمتر و مد نظر سنجد در این نوشته اینکه چون در چنین جوامعی آزادی جنسی وجود دارد و برقراری رابطه پیش از ازدواج نه برای پسر و نه برای دختر زشت نیست. هیچکس ترسی از پنهان کردن آن ندارد و مسائلی از قبیل دختر بودن یا نبودن یک زن امری نیست که مورد توجه جامعه یا مردان قرار گیرد. امری که به صورت معضلی اساسی در جامعه ما در آمده است . از بسیاری آقایان تحصیل کرده و به قول خودمان باکلاس! سوال کنید-البته به شرطی که پاسخ سوال شما را بدهند ! - اینجانب به جای شما سوال کرده ام که : وقتی شما خیلی راحت ارتباطهای گذشته خودتونو مخفی میکنید و به دروغ مدعی میشوید که اولین رابطه خودتونو با طرف مقابلتون که میخواهید با وی ازدواج کنید برقرار خواهید کرد! چطور مطمئنید که او هم -که چنین ادعای مشابهی دارد ! - حقیقت را بیان کرده و اولین رابطه اش را با شما داشته است ؟ و جواب میشنوم : نمیدانم! فقط میدانم که اگه رابطه ای هم داشته ترجیح میدهم هرگز ندانم! ( آری برای بسیاری دروغ شیرین بهتر از حقیقت تلخ است !!!!! ) و خوب است بدانید که محال است افرادی مثل ایشان با دختری که چنین حقیقتی را درباره گذشته اش صادقانه بیان کند ازدواج کنند !!! و شک نکنید که در هر زمان از این حقیقت آگاهی یابند همسر خویش را ترک خواهند کرد !!!!!!!!! از مردی دیگر با شرایط مشابه میپرسم :وقتی با فلان دختر دوست شدی و برای ازدواج با او هم ابراز علاقه میکنی ! چطور چند دقیقه بعد در حالیکه شادی ناشی از طنین دروغهایی که توی گوش دختر بیچاره زمزمه کردی هنوز به صورت لبخندی بر لبهاش نمایانه پا میشی و میری با دیگری رابطه جنسی برقرار میکنی ؟ انگار نه انگار !!!!!!! در جواب میگه : نه ! مطمئن باش که بعد از ازدواج به زنم وفادار میمونم ! ! ! و ............ از این دست بسیار.......... و البته در بین خانومهای جامعه ما نیز موارد مشابه زیادی وجود دارد و روز به روز نیز بیشتر میشود! و برای اثبات این مدعا کافیست پای صحبت یک متخصص زنان - حتی در شهرهای مذهبی و نه فقط پایتخت - بنشینیم تا آماری تقریبی به دست آوریم از میزان مراجعینی که در پی پنهان کردن حقیقتی از متخصص مربوطه مدد میطلبند! و از این راه شاید منحصر به ایران اسلامی مبالغ هنگفتی را به جیب برخی از طبیبان بی وجدان میریزند. مساله ای که از نظر نویسنده این خطوط نکوهیده است برقراری رابطه آزادانه جنسی نیست بلکه دروغی است که به هر دلیل بر روابطی اینچنین در جامعه ما حاکم است ! البته این نظر شخصی اینجانب بوده و بی شک عده ای از خوانندگان این متن با سنجد هم عقیده نخواهند بود و شاید بر طرز فکر وی نیز بخندند . نویسنده این خطوط در طول زندگی 30 ساله خود به یک اصل معتقد بوده و آن این است که آنچه بر خود میپسندی برای طرف مقابل خود نیز بپسند و شاید از این رو میپندارد : آن هنگام که زن یا مردی تصمیمی مبنی بر تشکیل خانواده را در پستوی ذهن خویش اندوخته دارد (حال برنامه امروزش باشد یا فردایی دیگر !) پس نیک میداند که دیر یا زود طرف مقابش را خواهد یافت و هرگز و هرگز نمیتواند به او خیانت کند حتی پیش از آنکه این آشنایی رخ دهد ! مگر پیش از انجام هر عملی پذیرفته باشد که طرف مقابلش نیز حق عملی مشابه را دارد ! بگذریم از اینکه کلمه وفاداری امروزه برای بسیاری معنی و مفهومی ندارد زیرا بسیار مشاهده میشود که نه تنها در دوران آشنایی و ابراز علاقه به طرف مقابل که بسیاری اوقات حتی در دوران مثلا شیرین نامزدی هم نشانی از وفاداری طرفین را نمیتوان یافت ! شاید اینجای مطلب بسیاری به معنای دوست پسر و دوست دختر اشاره کنند ! که به نظر سنجد با در نظر گرفتن هر رابطه ای که فی مابین دختر و پسر در این ارتباط برقرار باشد رابطه ای بسیار زیباست . ولی متاسفانه توسط هزار و یک رابطه نازیبا در ایران عزیزمان مخدوش شده و مستمسکی برای بسیاری هوسرانیها و سواستفاده های جنسی و البته آرام بخشی برای وجدان بسیاری خود فریب گشته است. و همین طور است در مورد بحث کلاه شرعی صیغه ! روشی دیگر صرفا برای فریب خویش ! بی شک صحبت پیرامون این موضوع در این مجال اندک نمیگنجد و البته از عهده اینجانب نیز بر نخواهد آمد تا با اشرافی همه جانبه به آن بپردازم و فقط سعی بر این بود تا صرفا گوشه ای از حرف دل خویش را برای شما خواننده عزیز بیان کنم . یک کلام ختم کلام: بر این باورم که ترک عادت موجب مرض است و بسیار انگشت شمارند آنانیکه بعد از تقویت و پرورش حس تنوع طلبی خویش بتوانند در زندگی آینده خود صد در صد به همسر خویش وفادار بمانند .همچنین است در مورد عادت زشت دروغگویی ! کاش هر چه میکنیم زندگی را با دروغ آغاز نکنیم . و جمله ای که عزیزترینم همیشه مینویسد : (( در جهان هيچ عيبى آدمى را شرمگين تر از آن نمى كند كه ديگران دروغ اش را كشف كنند.)) کاش از آنچه هستیم نهراسیم ! و آنگونه باشیم که مینمایانیم ! تا مباد آن هنگام که شرمگین ناراستیمان شویم. اگر روشی را درست نمیدانیم پس آنگونه رفتار نکنیم و اگر به درستی راه و روش خود معتقدیم پس لزومی ندارد که آن را مخفی نماییم .و خداوند به پنهان و آشکار امور آگاه است. |
|||||
|
|||||