تبليغاتX
SENJED and BANOO
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی
تن فروشی امن

سلام

به نام آنکه جان را فکرت اموخت

انگار این جمله نازیبا و شاید بی ادبانه تکیه کلام ذهن و زبان بنده شده!

(( حالم از زندگی توی این مملکت به هم میخوره ! ))

نمیدانم ! ولی گاهی هنگام رساندن مطلب هیچ جمله ای

به رسایی و شیوایی فقط و فقط همین جمله پیدا نمیکنم !

آری !

حالم از زندگی در این کشور بد میشود ! شاید این کلام زیباتر باشد !

شاید ! و چه فرقی میکند! این یا آن؟ اصل مطلب همان است که هست!

همیشه دوست داشتم بین  آها - آره و بله ! بله را انتخاب کنم !

و همیشه کلمه زیباتر را ! البته تا جایی که امکان داشته باشد !

شاید چون به سنجد آموخته بودند !

و اگر کسی نمی اموخت همان آها از هر بله ای راحتتر و فطری تر بود !

و چه سود که تربیت و ادب نه خریداری دارد و نه میتواند در اصل مطلب و

موضوع بیان شده تغییری ایجاد کند !

حال چه شد که این جمله شاید کم ادبانه دراین وبلاگ تکرار شد ؟

مطلبی خواندم و به یاد یک خاطره افتادم !

باید مطلب را بخوانید ! آدرسش را پایین مینویسم .

عادت داشتم شبها دیروقت برای دوچرخه سواری بیرون برم. از مسیرهایی

که بعضی وقتها انتخاب میکردم تخت طاووس و عباس اباد بودند و به لطف

این ورزش شبانگاهی بسیار دیدم صحنه هایی که همه دیده ایم و میبینیم .

شبهای تهران را دیدم !

خریداران و فروشندگان تن را !

و ..........

و خاطراتی که از آن شبها باقی مانده و شبی که ذکرش خواهد آمد .

خیابان تخت طاووس تقاطع قائم مقام مملو از ماشینهایی بود که پشت سر

هم قطار شده و برخی هم کنار به کنار تا بیش از نیمی از خیابان را اشغال

کرده بودند !

و برادرتان (سنجد ) که تا رکاب میزد وسرعت میگرفت به دلیل توقفهای

ناگهانی و نقطه به نقطه این اتومبیلها ناچار به ترمز کردنهای مدام برای

جلوگیری از برخورد با اتومبیلهای مذکور شده بود کلافه شد و با دیدن

اتومبیل پارک شده نیروی انتظامی توقف کرد !

وقتی ایستادم دیدم راننده که به نظرم سرباز بود روی صندلی عقب خواب

است !

و افسر محترم نیروی انتظامی هم روی صندلی جلو استراحت میکند !

از جلوی ماشین دور زدم و بین پیاده رو و ماشین پلیس ایستادم .

با انگشت به شیشه ضربه زدم افسر متوجه حضورم شد و شیشه را پایین

اورد .

از وضع موجود در خیابان شکایت کردم و گفتم شبهای زیادیست که برای

ورزش مسیر این خیابان را طی میکنم و هر شب مناظر مشابهی را میبینم

و از خطرات توقفهای نابجا و ناگهانی برخی ماشینها برای سایر وسایل

نقلیه عبوری صحبت کردم و ... .

افسر خیلی خونسرد جواب داد که از دست ما کاری بر نمیاد !

و تا ما را ببینند در میروند !

وقتی ادامه دادم که همین الان جلوی چهارراه قائم مقام یک بازار رسمی

که تا وسط خیابان نیز کشیده شده وجود دارد !

فهمید که منظورم این است که آقای پلیس تشریف ببرید اونجا !

فوری گفت : اونجا محدوده ما نیست !

ما کلانتری عباس آبادیم و از مدرس به اون طرف تحت نظر ما نیست !

راست میگفت اون طرف تحت اختیار کلانتری یوسف اباد بود و

به اون بیچاره ها ! ربطی نداشت !

از افسر خواستم لا اقل با بی سیم اطلاع دهید تا رسیدگی کنند .

حتی به او گفتم که در این خیابان کلی دوربین کنترل نامحسوس قرار دارد !

چگونه است که پلیس نمیتواند از اوضاع مطلع باشد !

دوربینهایی که نه فقط پلاکها بلکه چهره های تکراری تک تک این خریداران

و فروشندگان هر شب بازار تن را میبینند و تصاویرشان را ضبط میکنند !

و بحثی ادامه دار و بی فایده !

آخرشم هیچ !

به راه خود رفتم و پلیس خوابید !

و من سعی کردم برای شبهای بعد مسیرهای دیگری را انتخاب کنم ! تا

صحنه هایی را نببینم .

راستی ان مطلبی که خواندنش این خاطره را زنده کرد تحت این عنوان :

 (( تن فروشی امن )) در این آدرس قرار دارد :

 http://www.autnews.info/archives/1386,07,0005099

لطفا متن کاملش را بخوانید !

 

پی نوشت 1 :

پلیس برای انجام ندادن وظیفه در فاصله ای کمتر از 1 کیلومتر هزار و یک

دلیل میاورد و این اتفاق در کشوری روی میدهد که حکومتش فقط به فکر

برطرف کردن مشکلات درهزاران کیلومتر دورتر است !

پی نوشت 2 :

خبرهای حاشیه بازی تیمهای پرسپولیس و استقلال از پربیننده ترین

خبرهای سایتهای خبری این مرز و بوم بوده و هست !

و چه باک اگر خبری از ضایع شدن حقوق مادی و معنوی هموطنی و یا

در فلاکت فرهنگی و اقتصادی و سیاسی زندگی کردن بسیاری از ملت

منتشر شود ! کیست که این اخبار را بخواند و اگر بخواند بفهمد و اگر

فهمید ... ! و این بازی هم مساوی شد تا بسیاری از طرفداران ناصرخان و

افشین امپراطور امشب راحت بخوابند که همه جا امن و امان است !

پی نوشت 3 :

برای شادی نیروهای پلیس به نکته ای اشاره میکنم بی ربط :

در بیشتر حوادث و اتفاقاتی که در شهر رخ میدهد حضور به موقع نیروهای

پلیس (حال به هر دلیلی که باشد) قابل تقدیر است و این حضور در

مقایسه حضور نیروهای اورژانس که تاخیرها و حتی در بسیاری موارد

عملکردشان نیز دیدنی و گریستنیست قابل توجه است !

................................... 

بله ! حالم بد میشه ! و چرا نشه ؟! 

کی میگه : از ماست که بر ماست !

از دیگران است که بر ماست !!!!!!!!

2 با سپاس از حضورتان 86/07/22ساعت 0:45   سنجد و بانو  | 

شكوفايي ورزش
سلام

یک خبر باعث شد بیام چند خط بنویسم ! خبری که شاید اصلا مهم نبود !

حالم از زندگی تو این مملکت به هم میخوره !

میپرسید چرا ؟

به صدهزار و دو دلیل !

البته مطمئنا بیشتر دلایل بنده قابل ذکر نیست !

نمیدونم چی بنویسم ! وقتی خبر را شنیدم گفتم اینجا چند خط بنویسم !

نه ! تعجب نکنید خبر سیاسی نبود ! اقتصادی هم نبود ! حوادث ؟ نه !

فرهنگی ؟ نه ! اجتماعی ؟ نه !

البته شاید به همه اینها مربوط باشد ! که هست ! به فرهنگ - به سیاست و به ...

خبر :

تيم فوتبال دانشگاه آزاد ايران،عصر جمعه عنوان قهرماني مسابقات جهاني بين دانشگاهي در وين

را به دست آورد !

در ديدار نهايي اين دور از رقابتها كه بين تيم دانشگاه آزاد و تيم دانشگاهي از كرواسي برگزار شد،

دانشگاه آزاد توانست با نتيجه سه بر صفر بر حريف خود غلبه كند.

اولين گل اين بازي با ضربه پنالتي "علي دايي" وارد دروازه شد و گلهاي دوم و سوم نيز در جريان

بازي توسط وي به ثمر رسيد .

"بهرام قديمي" مديركل تربيت بدني دانشگاه آزاد اسلامي :

((هدف از حضور دراين رقابتها، تلاش براي شكوفايي ورزش در جامعه دانشگاهي كشور بوده است))

نکات جالب این خبر بسیار است ! ولی در این مجال نگنجد !

در حالیکه دانشگاه آزاد اسلامی از بسیاری امکانات اولیه ورزشی برای دانشجویان خود محروم است!

و البته بسیاری از تیمهای ورزشی این دانشگاه نیز معمولا از هزار و یک مشکل رنج میبرند که شاید

یکی از موارد عجیب و غم انگیز آن که اخیرا رخ داده است استفاده وزنه برداران تیم وزنه برداری این

دانشگاه از لباس وزنه برداران تیمهای دیگر شرکت کننده در مسابقات بود ! موضوعی که مورد توجه

صدا و سیما نیز قرار گرفت ! و  موارد بسیار دیگر ! 

با وجود این عجیب است که آقای بهرام قدیمی بارها به عنوان مدیری موفق از سوی جامعه ورزشی

کشور معرفی شده ! جایزه و لوح سپاس دریافت میکند ! و انگار همه کورند که ببینند کدام موفقیت؟!

کدام مدیریت ! با نگاهی به لیست بازیکنان تیمهای شرکت کننده دانشگاه آزاد در لیگهای مختلف

ایران به این حقیقت پی میبریم که لیست بسیاری از این تیمها دست کمی از تیمهای ملی ندارند!

و این است مشتی از خروار مدیریت و اداره امور در این دیار !

وای بر ما !

به کجا میرویم !

=================================================

راستی با امکانات جدیدی که بلاگفا فراهم کرده بالاخره موفق شدم تمام لینکها رو بی واسطه

اینجا قرار بدم . از تمام دوستانی که آدرس خونه سنجد توی لینکهاشون بود ولی آدرسشون

- به دلیل فیلتر بودن سایتی که لینکدونی این صفحه رو پوشش میداد - مشاهده نمیشد معذرت

میخوام /

2 با سپاس از حضورتان 86/07/14ساعت 0:3   سنجد و بانو  | 

 
zoom