تبليغاتX
SENJED and BANOO
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی
پیام پسرک

سلام بر تو،

دخترکی که آن سوی دیوار ِدوری،

در باغ تنهایی نشسته ای و صدایم را می شنوی.

صدایم را،

در حالی که در کنج تنهایی،

به تو می اندیشم،

می شنوی.


یادت هست؟

سال ها پیش،

قدم زنان،

به کوچه باغی رسیدم که نامش را نمی دانستم.

نامش کوچه باغ عاشقی بود.

آن گاه بود که از سوی  دیگر ِدیوار ِبلند،

زمزمه ای شنیدم.

شعر می خواندی.

و چه زیبا می خواندی.

یادت هست؟

پاهایم سست شدند.

توان حرکت نداشتم.

ایستادم.

نشستم.

و سرانجام،

من،

این سوی دیوار،

ساکن شدم.


اکنون،

سال هاست که من و تو،

در دو سوی دیوار،

به صدای هم گوش می دهیم،

ولی سیر نمی شویم.

راستی،

صدای من که قشنگ نیست!


کوچه باغ عاشقی،

محله خوبیست.

نیست؟

دلتنگی ها بسیار است.

در ِباغ دیر به دیر باز می شود،

و هر وقت هم باز می شود،

مجال دیدار کوتاه است.

دلتنگِ تو هستم.

می دانم تو نیز دلتنگی.

و ما می دانیم که دوست داشتن هست.

عشق هست.

امید هست.

و زندگی،

شاید در نگاه دیگران متفاوت و عجیب،

ولی در نگاه ما،

عاشقانه و زیبا جریان دارد.

زندگی ِمن،

امروز روز زیبای قدم نهادن تو به جهانی است که در آن پسرکی چشم به راه دیدار تو بود.

پسرکی که نمی دانست تو را کی خواهد دید.

او سال ها چشم به راه بود تا سرانجام صدای آشنای تو را شنید.

و اکنون هم،

دیر زمانی است که چشم انتظار دیدار توست؛

هر روز عاشق تر از روز نخست.


و پیام پسرکِ عاشق(شهابِ تو):

دوستت دارم زندگی ِمن(نینای من).

چه خوبه که تو رو دارم.

2 با سپاس از حضورتان 88/07/05ساعت 16:7   سنجد و بانو  | 

 
zoom