تبليغاتX
SENJED and BANOO
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی
شرح دل

<<به نام خالق عشق>>

سلام

دیر زمانیست که نور شادی و امید در خانه ی بزرگ نتابیده و شور و اشتیاق و سر سبزی، در تاریکی،

رختِ سیاهِ غم بر تن کرده است.

اما در سرزمین سرسبزِ دل های عاشق، هرگز امید، برای همیشه، رخت سیاه بر تن نمی کند و

تاریکی نیز مانعی برای بازداشت دل ها از عشق ورزیدن نمی شود.

و عشاق این سرزمین، تاریکی را نیز مجالی مُغتنم برای عشق بازی خواهند یافت.

از این رو، برادرتان اینجاست تا به توصیه عزیزترینش(نینا)، مطلبی نو بنویسد؛

شاید بدین سان، آن ها که از اینجا می گذرند، صفحه ای زنده ببینند.

از صبح، با این هدف، تلاش بسیار کردم تا چنین کنم، ولی در دل، هیچ شعر و نوشته ی شادی نیافتم.

سرانجام از حضرت حافظ مدد جستم. او هم شرح حال دلم را چنین سُرود:

 

آن تُرکِ پَری چهره که دوش از بَرِ ما رفت

آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت

تا رفت مرا از نظر آن نورِ جهان بین

کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش

آن دود که از سوزِ جگر بر سر ما رفت

دور از رخ او دم به دم از چشمه ی چشمم

سَیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران

در درد بماندیم چو از دست، دوا رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

عمری ست که عمرم همه در کار دعا رفت

احرام چه بندیم چو آن قبله نه اینجاست

در سعی چه کوشیم، چو از کعبه صفا رفت

دی گفت طبیب از سَر حسرت - چو مرا دید-

هَیهات که رنج ِ تو ز قانون شفا رفت

اَی دوست به پرسیدن حافظ قدمی نِه

زآن پیش که گویند که از دارِ فَنا رفت

 

تقدیم به نینای شهاب

با عشق

2 با سپاس از حضورتان 88/04/15ساعت 19:51   سنجد و بانو  | 

 
zoom