تبليغاتX
SENJED and BANOO
SENJED and BANOO
اجتماعی.روانشناسی و...استفاده از دانش و تجربیات برای درک و ارتقا کیفیت زندگی
ادامه مقاله ((آیا نیاز مردان و زنان به عشق متفاوت است ؟ ))

سلام .

در این مطلب ادامه مقاله قبلی را قرار میدهم (با پوزش از تاخیر) .

اگر 12 خصوصیت ذکر شده را یاد اوری کنید و بعد به ادامه مقاله توجه نمایید نتیجه بهتر خواهد بود و اکنون ادامه مقاله:

اگر میخواهید این نیازهای اساسی در وجود شما تامین شوند باید مزه عشق را چشیده باشید وبه عبارتی عشق را دریافت کرده باشید. غیر ممکن است کسی که طعم علاقه و محبت را نچشیده باشد بتواند به دیگری محبت کند.

به عبارت دیگر این 12 مورد ذکر شده در اصل 12 شکل از روش بیان محسوب میشوند و تا علاقه و عشق وجود نداشته باشد نمیتوان حتی یکی از آنها را برآورده کرد . (یعنی حضور عشق و علاقه پیش نیاز است و روشهای بیانی که در اینجابه آنها اشاره خواهد شد بدون وجود عشق و علاقه بین طرفین اگر هم عملی باشد بسیار سخت خواهد بود. /داخل پرانتز از سنجد بود/)

اگر شما به همسرتان علاقه نداشته باشیدچطور میتوانید او را تشویق کنید یا در مقابل او فداکاری نشان بدهید؟!شاید بگویید که این عشق وجود دارد ولی از طرف مقابل خیری برنمیآید آن وقت است که میگوییم احتمالا شما روش بیان این عشق را برای همسرتان نمیشناسید.مثلا نمیدانید که اگر به شوهرتان علاقه دارید نباید با کوچکترین اشتباه او را یک عمر مورد سرزنش قرار دهید یا زندگی وتوانایی بقیه مردها را به رخ وی بکشید! یا اگر مردی به همسرش واقعا علاقه دارد باید به او احترام بگذارد نه اینکه او را موردسرزنش قرار دهد و کوچک کند .

همه مردها و زنها در نهایت به این 12 شکل بیان عشق احتیاج دارند.

خوب دیدن هنر است :

شاید اکثرا فکر میکنند برای دیدن فقط به چشمها احتیاج است اما اینطور نیست.

باید بتوانیم نیازهای وجودی طرف مقابلمان را خوب ببینیم و خوب درک کنیم.

درک نیازهای عاطفی شریک زندگی قدرتمندترین روشی است که رابطه شما را بهتر میکند.

در اصل جنبه عملی درک عشق در این جمله نهفته است :

این نیازهای عاشقانه باید به صورت دو طرفه و متقابل تامین شود.

اگر مایلید بدانید چطور این نیازها با ماهیت متقابل خود وارد عرصه زندگی شده و عمل میکنند به این 6 مورد توجه کنید:

1)وقتی شوهرتان غمخوار شماست شما هم باید حس اعتمادتان را به وی منتقل کنیدیعنی متوجه شود که به او اعتماد دارید.

2)وقتی شوهرتان شما را درک میکند در مقابل شما هم باید او را بپذیرید واو حس کند که همانطور که هست او را قبول دارید.

3) وقتی شوهرتان به شما احترام میگذارد پس لیاقت تحسین شما را دارد.

4) وقتی شوهرتان خود را وقف شما و زندگی مشترکتان کرده است باید از او تقدیر کنید.

5) وقتی شوهرتان به شما اطمینان خاطر میدهد که دوستتان دارد شما با تشویق به همسرتان انگیزه پیشرفت را هدیه میدهید.

6) وقتی نمیدانید برای شریک زندگیتان چه چیزهایی اهمیت دارد در اصل ناخواسته طرف مقابل را آزار میدهید و حقیقتا شاید ندانید که این مساله چقدر برای او آزار دهنده است.

(نکته از سنجد: 6 مورد بیان شده را برعکس هم بخوانید. مثلا مورد 1 را اینگونه مینویسم : وقتی زنی حس اعتماد به شوهرش را نشان میدهد مرد باید غمخوار بودنش را بروز دهد.)

( از سنجد: همه مثالها بر عکسش هم درسته یعنی جای مرد و زن عوض بشه .قابل توجه دوست عزیز ((هیچکس)) که ناراحت نشه)

(از سنجد : اگر این مطالب بیش از حد به نظر شما پیش پا افتاده و ابتدایی یا حتی خنده دار و بی تاثیر میرسد لازم میدانم که بگویم مشکل همین جاست که اکثر انسانها در پی یک دلیل عجیب و دور از ذهن میگردند و باور ندارندحل مسائل و مشکلاتشان گاهی بسیار آسانتر از آن است که تصور میکردند. ) عموم آقایان نمیدانند رفتارشان چقدر غیرمحترمانه است و چطور باسنگدلی تمام حمایت را از همسرشان دریغ میدارند و یا عموم خانمها نمیدانند روش برقراری ارتباط با همسرشان چقدر من وجودی همسرشان را آزار میدهد.

دو مثال ساده برای درک بهتر مطلب:

خانم با کمال نا امیدی و احساس نارضایتی می گوید : ((مردم شانس دارند. آنها زندگی میکنند ما هم زندگی میکنیم......... ))  حال اگر همسر این خانم نهایت تلاش خود را برای بهبود وضع خانواده میکند باید گفت خانم محترم با این حرف شما نشان میدهید که او را نپذیرفته اید و هیچ تقدیر و تحسینی در کار نیست ! وقتی مرد باکمال خونسردی میگوید: ((زن هم زنهای قدیم!(زنهای دیگران)! که.......)) در اصل این آقا اعتبار خانمش را زیرسوال برده و به او بی احترامی کرده است. (از سنجد: اینها ساده ترین مثالها بود بقیه حالات و مثالها با شما!...)

خطر در کمین شماست

همین امروز شروع کنید. باید این مشکلات حل شوند.

زندگی مشترک یا ارتباطتان هر لحظه ممکن است با چالش یا سرازیری روبرو شود چون فقط به شما اختصاص ندارد.

گاهی حس میکنید که همسر یا طرف مقابلتان آنقدر برای شما غریبه است که  انگار از یک سیاره دیگر آمده است .در این زمینه بیشتر مطالعه کنید و بدانید مردان به سیاره مریخ و زنان به سیاره ونوس تعلق دارند!!!( از سنجد: داداش تیک این قسمت را ندید بگیر )

یک بار دیگر زندگی خود را مرور کنید : رابطه شما چطور آغاز شده است ؟ آیا هنوز هم میخواهید با او باشید؟ آیا میدانید شما چه میخواهید و او چه میخواهد؟ چطور میتوان کمتر شریک زندگی را آزار داد؟ به همه این سوالات و سوالات مشابه خوب فکر کنید. درنهایت به این نتیجه میرسیدکه باید نیازهای طرف مقابل را خوب بشناسید و به انها اهمیت دهید. در مواقعی احساس میکنید در زندگیتان عشق وجود ندارد فورا به جدایی فکر نکنید.

یک بار دیگر سعی کنید.شاید روش بیان عشق و علاقه به طرف مقابل را بلد نیستید (یا برعکس طرف مقابلتان این روشها را نمیداند.)

اگر شما به اهمیت این مطلب پی برده اید با همسر یا طرف مقابلتان در مورد این مقاله صحبت کنید.به نتیجه خوبی خواهید رسید. امیدوارم

 

به قول (( جوجو با صفا )): پی نوشتهای سنجد :

1 ) یک نکته مهم که میخواهم اینجا بیان کنم این که یاد بگیریم گفتگو کنیم.

گفتگو باطرف مقابل و بیان خواسته هایی که از او انتظار داریم راهی است که او را از سردرگمی اینکه چه کند تا ما راضی و خشنود باشیم نجات خواهد داد. البته توقعات عجیب غریب نداشته باشیم.(همیشه عادل باشیم.) این حق را برای طرف مقابل خویش نیز قائل باشیم تا مطالبات خویش را در این رابطه بیان کند.

2 )نکته ای که بارها دیدم اینکه طرفین یک رابطه بسیاری اوقات از اینکه طرف مقابلشان از آنها در مورد یک رفتار گلایه میکند یا از برخوردی دلخور میشود ناراحت میشوند و در حالی است که یک نکته مهم را از یاد میبرند و آن اینکه آدمی از کسی گله میکند که دوستش دارد وگرنه هر روز رفتارهای بسیاری که از دیدگاه ما ناپسند جلوه میکند مشاهده میکنیم ولی نه گلایه میکنیم و نه دلخور میشویم.

3 ) سعی کردم در پست پیشین توضیحاتی ارائه کنم . نظر همه دوستان برای من محترم است و از اینکه بر من منت میگذارند و رای خویش را با صبر و حوصله مینویسند متشکرم .

۲ نکته آخر:

A )مطلب یا مطالب پیشین در جهت ضعیف یا ناتوان جلوه دادن بانوان نبود و از اینکه دوست عزیز هیچکس چنین برداشتی داشتند متعجب شدم.  امیدوارم فرصتی دست دهد تا مطلبی در این باب در صفحه قرار دهم.

B )در مطلب پیشین نوشتم :((لزوم درک آن توسط دل و بیان درکی اینچنین بسیار مشکل است مگر برای آن اهل دلی که این حس را به تجربه یافته است.)) این جمله باعث شد اینگونه به نظر برسد که اینجانب عقل را در مقوله عشق دخیل نمیدانم که در نظری از دوستی بیان شد.فقط خواستم بنویسم که چنین قصدی نداشتم. با یک مقایسه عجیب!شاید بتونم حدودی توضیح بدهم:برای شنیدن صدا اولین عضوی که به ذهن میرسد گوش است .اگر بنویسم شما صدای مثلا((پنگوئن )) را با گوش میشنوید منکر مکانیسم پیچیده شنیدن نشده ام که در این پروسه علاوه بر قسمتی از گوش که در محدوده بینایی ما قرار داردقسمتهای داخلی گوش همچنین سیستم عصبی انتقال پیام و مغز نیز دخیلند .البته عوامل بیرون از بدن انسان را نباید فراموش کرد مثل مسدود نبودن مجرای گوش یانبود صداهای مزاحم دیگر . حالا چرا نوشتم صدای ((پنگوئن)) ؟!؟!؟چون همیشه و همه جا این امکان وجود ندارد این صدا را بشنویم و مثل صدای کلاغ نیست که در روز چندین بارشنیده میشود!(توهین به کلاغهای عزیز نشود که خیلی هم دوست داشتنی هستند!) ........... .

بیشتر از این سرتان را درد نمیاورم و باز به قول (( جوجو با صفا)):مقربین دانند !!!!(مثال عجیب غریب بود خودم میدونم!!)

از همه دوستانی که پیگیر مقاله بودند مخصوصا آبجی((بانوی شرقی )) که  با تذکر مجبورم کرد ادامه مطلب را زودتر پست کنم ممنونم و معذرت که دیر شد.

2 با سپاس از حضورتان 84/08/08ساعت 15:48   سنجد و بانو  | 

 
zoom